دنیای من
روزهای زندگی من
اینروزا حسابی خودمو با ورزش سرگرم کردم....روزای زوج میرم بدنسازی و بعدش هم باراسل....بعد از ورزش هم توی همون باشگاه دوش میگیرم و اگه با مامانای دوستای ارشا نریم بیرون میرم یه سر به مامانو بابام میزنم و بعد میرم دنبال ارشا و می ریم کلاسهای بعد از مهد...اسکیت و شنا و لگو و موسیقی...تقریبا هر روز ساعت 7 زودتر خونه نیستیم...رفتم برای خودم رژ و لاک قرمز خریدم و میزنم ...حسابی تابستونی شدم اینروزا...دوستام میگن خیلی بهم میاد....سعی میکنم کمتر به چیزای بد فکر کنم و زندگی رو از یه دید دیگه ببینم...مدارا کنم...خیلی بهتر شده...نفرتم کمتر شده... امروز باشگاه بودم زی زی زنگ زد و خواست بیاد پیشم...منم با سمر بودم..اون رفت و.بعد از ورزش رفتم دنبال زی زی..با هم اومدیم خونه...قورمه سبزی پختم وبا هم کلی حرف زدیم...برم تابستونه گرفته و حسابی سرش گرمه....بعد رفتیم دنبال ارشا و با هم رفتیم اکادمی اسکیت ...امروز جامون زیر کولر بود و حسابی هوا خوب بود..ارشا با دوستش اسکیت میکرد....وما هم با مامان دوستش حرف میزدیم....بعد زی زی قرار شد بمونه خونه ما...الانم داره برای ارشا قصه میخونه....تیرداد داره فیلم امبیسی 2 میبینه....کلا اینروزا خیلی خوبه....
| Design By : ParsSkin.com |










